امیر علی جوادیامیر علی جوادی، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 8 روز سن داره

سرباز آقا

چهل روزگی

1393/3/10 0:24
نویسنده : مامان مریم
193 بازدید
اشتراک گذاری

این روزهای قشنگ واقعا رویاییه!

وقتی صبح ها از خواب بیدار میشیو به مامانی نگاه می کنی خوب که مطمئن میشی درست دیدی، همین که سلامت میکنم لبخند می زنی .حتی دیشب به بابایی هم لبخند می زدی . حالا کاملا ما رو میشناسی.

کنارت که حرکت می کنم با چشمای ناز کوچولو اما درشتت دنبالم می کنی. از آغاز دو ماهگیت یعنی  10 روز پیش ماشاء الله انقدر بزرگ شدی که مجبور شدم پوشک سایز 3 بگیرم برات.

4 آبان 92

دیشب خیلی گریه کردی حتی پریشب! صبح سحر با وجود بی خوابی اونقدر نیگات کردم و اونقدر قربون صدقه ت رفتم ... کلی هم خدا رو شکر گفتم و چند بار بلند از ته دل گفتم: « عاشّـقـتـم »

وقتی از گریه هات و بیخوابی های شبانه  خسته میشم و بی تاب، یه لحظه باخودم فکر میکنم بزرگ شده باشی و من دوباره آرزوی این روزهارو کرده باشم و آرزوم برآورده شده ! بعد خستگی رو شکست میدم، عاشقانه تماشات می کنم و از داشتنت لذت می برم.

این شبها در حالیکه گریه میکنی و من یا شیر میدم یا تو بغل و روی پا تکونت، زیر نور چراغ خواب همزمان رمان دون کیخوته(دون کیشوت) رو میخونم. بابایی هم برای اینکه صبح ساعت 5 باید بیدار شه بره سر کار تو شهرستان، بیرون توی پذیرایی میخوابه. ما هم باهم کلی کیف میکنیم تا ساعت 1، 1/5 که رسما خوابت میبره...

پسندها (1)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سرباز آقا می باشد